الشيخ محمد علي الگرامي القمي

29

خودسازى و مسائل روانى (فارسى)

آنهائى هستند كه تصميم قاطع دارند و كوچكترين نقطه انحراف از عزم صحيح ، در مسير زندگيشان نيست . قرآن دربارهء آدم مىگويد : « با آدم پيش از اين عهد بستيم ولى او را با عزم و تصميم نيافتيم » ( سورهء طه ، آيهء 115 ) . البته فورا بايد اضافه كنم كه منظور از انحراف و قاطعيت تصميم در زندگى انبياء الهى درجات ديگرى است كه شايد از درك و تصور آن عاجز باشيم و منظور از انحراف و يا سست تصميمى ، آنچه كه در زبان ما گناه ناميده مىشود نيست . درك اين موضوع مربوط مىشود به درك حدود روحى انبياء و يافتن نقاط مختلف و جنبه‌هاى گوناگون زندگى آن رادمردان الهى . . . وقتى ابراهيم خليل عليه السلام اطمينان را برتر از ايمان دانسته و به درگاه الهى عرضه داشته است من ايمان دارم ولى مىخواهم مطمئن شوم . مسلما منظورش از اطمينان غير از اطمينان معمولى در گفتار خودمان « 1 » است . اطمينان در

--> ( 1 ) - فكر مىكنم منظور ، آرامش روحى حاصل از ديدن چگونگى و كيفيّت جريان است مانند كسى كه به نظرش امرى قطعى است ولى نمىداند نحوهء پيدايش آن امر چگونه است ؟ قرآن هم خواستهء ابراهيم را با عبارت « كيف تحيى الموتى » ( چگونه مرده را زنده مىكنى ؟ ) بيان داشته است ، و اين تعبير با تعبير « عزيز » كه در سورهّ بقره آمده خيلى فرق دارد : « انّ يحيى هذه الله بعد موتها » . و بدين حساب ابراهيم اصل معاد را مىدانسته و ايمان داشته ولى چون چگونگى آن را نمىدانسته و نحوهء انگيزش و بعث مردگان برايش مبهم بوده است و آن آرامش روحى كه در علم به كيفيت است نداشته است . روايتى هم كه از مولى على عليه السلام در مقايسهء خود با ابراهيم نقل شده كه : من چنانم كه اگر همهء پرده‌ها كنار رود يقينم بيش از اين نخواهد بود ! گواه همين معنى است كه ابراهيم عليه السلام با آن درخواست و اجابت خدا و كناره رفتن پردهء غيب ، يقين بيشترى پيدا كرده و در نتيجه چيزى كه پيش از اين نمىدانست درك نموده است . البته احتمال هم مىدهم كه منظور ابراهيم اطمينان و آرامش از ديدن جريان بود ، گر چه حتى كيفيت آن را هم مىدانست ولى چون هنوزنديده بود آن آرامش روحى را نداشته و همچون منتظران در شوق والتهاب بود كه زودتر عين واقعه را ببيند و اين همان است كه از نظر بحثهاى ادراكى « عين اليقين » ناميده مىشده است و بعضى از جلمه سهروردى ( به طورى كه خاطرم هست ) آن را علم حضورى به حساب آورده‌اند كه در خور بحثى وسيع است .